على محمدى خراسانى
350
شرح مكاسب (فارسى)
مسألهء بيع بعضى از مجموعهء متساوى الاجزاء عنوان مسأله آن است كه : فروش بخشى از يك مجموع مركبّى كه متساوى الاجزاء است چه حكمى دارد ؟ [ ولى ابتدا بايد بدانيم كه بيع مجموعهء كذائى به سه صورت قابل فرض است : 1 - كلّ آن متاع را يك جا معامله كنيم اين كه مانعى ندارد . 2 - بعض معيّن از آن را مورد معامله قرار دهيم مثلًا يك من از گندم را تفكيك كرده و بفروشيم يا يك متر پارچه را بريده و بفروشيم اين نيز قطعاً صحيح است و بيع بعض از كلّ نيست چون اين جزء جدا شده و استقلالًا معامله مىشود ] 3 - بعض غير معيّن از مجموع را معامله كنيم كه اين فرض مطرح است ، مثال : صُبره گندمى داريم كه مثلًا صد من است و در مقام معامله يك صاع از آن صُبرهء را مىفروشيم ، يا طاقهء كرباسى داريم كه مثلًا پنجاه متر است و در مقام معامله يك متر از آن طاقه را معامله مىكنيم ، يا مجموع دو عبد را ضميمه كرده و با هم يك واحد اعتبار كرده و در مقام معامله يك عبد از دو عبد را مىفروشيم ، و اشباه موارد مذكور ( مثل يك گوسفند از دو گوسفند ، يك متر از زمينى كه صدها متر است و . . . ) آيا اين معامله صحيح است ؟ مرحوم شيخ مىفرمايد : بيع بعضى از مجموع مركّب به سه نحو متصوّر است : 1 - منظور طرفين از آن بعض ( يك صاع از يك صبره ، يك متر از پارچه و . . . ) عبارت باشد از كسر واقعىاى كه در ميان مجموع وجود دارد ( كسر يعنى شكستن و خورد كردن و وقتى ما يك واحد مركّبى را به چند جزء قسمت مىكنيم ، هر جزئى را نسبت به كل كسر آن گويد و كسور واقعى عبارتند از نصف و ثلث و ربع و 10 / 1 و 20 / 1 و 100 / 1 و 1000 / 1 و . . . كه واقعى هستند يعنى ما بازاء خارجى دارند و در خارج در ضمن مجموع ، بالقوّه موجودند و اگر تقسيم شود بالفعل اين كسرها محقّق مىشوند . ) منتها به جاى اين كه از خود آن كسر واقعى استفاده كنيم و مثلًا بگوييم : 10 / 1 اين گندمها را فروختم ، مىگوييم : يك صاع ( مَنّ ) از يك صبره را فروختم و منظورمان همان كسر واقعى است و صاع را طريق به سوى كسر واقعى قرار دادهايم . يا مثلًا به جاى اين كه بگوييم : نصف مجموع دو عبد را فروختم ( يعنى نصف از هر كدام را ) گفتهايم يكى از دو عبد را فروختم يا يكى از